<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آدرس جدید امید20   www.omid20-3.com</title>
	<atom:link href="http://omid20-3.com/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://omid20-3.com</link>
	<description>دانلود کلیپ موبایل و عکس</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Sep 2010 19:20:23 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>عکس ها و والپیپرهای جدید ترین مدل BMW</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11414</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11414#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 19:20:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانلود عکس و کاریکاتور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11414</guid>
		<description><![CDATA[bmw vision هنوز راهی بازار نشده است ولی &#8230; پیشنهاد می کنم قبل از دیدن عکس ها چند نفس عمیق بکشید و احساسات خودتون رو کنترل کنید. دانلود حجم ۵MB]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>bmw vision هنوز راهی بازار نشده است ولی &#8230;</p>
<p>پیشنهاد می کنم قبل از دیدن عکس ها چند نفس عمیق بکشید و احساسات خودتون رو کنترل کنید.</p>
<p><a href="http://omid20-3.com/896/14/b/bmw-vision.zip">دانلود </a>حجم ۵MB</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11414</wfw:commentRss>
		<slash:comments>111</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عکس های تاسف برانگیز از مرگ تدریجی دریاچه ارومیه</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11404</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11404#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 19:04:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[متفرقه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11404</guid>
		<description><![CDATA[این عکس های هوایی به خوبی نشان می دهد که در چند سال اخیر سیاست های غلط دست اندرکاران زیست محیطی چه بلایی بر سر دریاچه ارومیه آورده است. قسمت های سفید رنگ، نمک زار است. مرتبط: مقایسه تصویری دریاچه ارومیه در زمان حکومت شاه خائن با زمان حکومت علی خامنه ای]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این عکس های هوایی به خوبی نشان می دهد که در چند سال اخیر سیاست های غلط دست اندرکاران زیست محیطی چه بلایی بر سر دریاچه ارومیه آورده است.</p>
<p>قسمت های سفید رنگ، نمک زار است.</p>
<p><span id="more-11404"></span></p>
<p><!-- body {background-color: white; font-family: "Tahoma"; font-size: x-small;direction: rtl}  --><img src="../896/14/b/148286_359.jpg" border="0" alt="" hspace="0" align="baseline" /></p>
<p>مرتبط:</p>
<p><!-- body {background-color: white; font-family: "Tahoma"; font-size: x-small;direction: rtl}  --><a href="../?p=11273" target="_blank">مقایسه تصویری دریاچه  ارومیه در زمان حکومت شاه خائن با زمان حکومت علی خامنه ای</a><a href="http://www.globalrichlist.com/index.php" target="_blank"></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11404</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک سایت جالب برای میزان ثروتمند بودن شما نسبت به بقیه مردم جهان</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11409</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11409#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 18:55:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11409</guid>
		<description><![CDATA[ارسالی از کیومرث در این سایت شما با وارد کردن میزان درآمد سالیانه، می توانید بفهمید چه رتبه ای در بین مردم جهان دارید. البته واحد پولی پیش فرض پوند انگلستان است ولی می توانید واحد پولی را  یورو یا دلار انتخاب کنید سپس رقم درآمد سالیانه را درج کنید. لینک]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #008080;">ارسالی از کیومرث</span></p>
<p>در این سایت شما با وارد کردن میزان درآمد سالیانه، می توانید بفهمید چه رتبه ای در بین مردم جهان دارید.</p>
<p>البته واحد پولی پیش فرض پوند انگلستان است ولی می توانید واحد پولی را  یورو یا دلار انتخاب کنید سپس رقم درآمد سالیانه را درج کنید.</p>
<p><!-- body {background-color: white; font-family: "Tahoma"; font-size: x-small;direction: rtl}  --><a href="http://www.globalrichlist.com/index.php" target="_blank">لینک</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11409</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هر شب لعنت کردن مشایی در مسجد ارگ</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11405</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11405#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 18:28:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی،اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11405</guid>
		<description><![CDATA[دوستان دیداری ام می گویند حاج منصور ارضی هر شب بعد از سخنرانی اش در مسجد ارگ، مشایی را لعنت می کند ! خود من چند سال پیش یک بار در مجلس حاج منصور رفته بودم که وقتی مراسم داشت تمام می شد حاج منصور گفت من راضی نیستم شما جوونا برید قهوه خونه قلیون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان دیداری ام می گویند حاج منصور ارضی هر شب بعد از سخنرانی اش در مسجد ارگ، مشایی را لعنت می کند !</p>
<p>خود من چند سال پیش یک بار در مجلس حاج منصور رفته بودم که وقتی مراسم داشت تمام می شد حاج منصور گفت من راضی نیستم شما جوونا برید قهوه خونه قلیون بکشید!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11405</wfw:commentRss>
		<slash:comments>18</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>واکنش شدید سخنگوی محمود عباس به سخنان احمدی نژاد در روز قدس</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11401</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11401#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 18:06:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[متفرقه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11401</guid>
		<description><![CDATA[نبیل ابو ردینه، سخنگوی محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بیانیه‌ای که وفا، خبرگزاری رسمی فلسطینی آن را منتشر کرده، به اظهارات رئیس جمهور ایران در نماز جمعه روز قدس در تهران که مذاکرات صلح را زیر سؤال برده و گفته بود &#8220;نماینده ملت فلسطینی چه کسی است؟ او که صحبت می کند، از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نبیل ابو ردینه، سخنگوی محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بیانیه‌ای که وفا، خبرگزاری رسمی فلسطینی آن را منتشر کرده، به اظهارات رئیس جمهور ایران در نماز جمعه روز قدس در تهران که مذاکرات صلح را زیر سؤال برده و گفته بود &#8220;نماینده ملت فلسطینی چه کسی است؟ او که صحبت می کند، از کجا این نمایندگی را به دست آورده؟ چه کسی حق دارد قطعه ای از سرزمین فلسطین را به دشمنان بفروشد؟&#8221; پاسخ داده است.</p>
<p>در این بیانیه آمده است که ابو مازن (محمود عباس)، رهبری فلسطینی و سازمان آزادی‌بخش فلسطین، تنها نماینده قانونی مردم فلسطین هستند که می‌دانند چگونه از حقوق خود دفاع کنند و به دیگران اجازه نمی‌دهند که مشروعیت ساف را که توسط ابو مازن هدایت می‌شود، تهدید کرده و یا مورد سئوال قرار دهند و فردی که نماینده مردم ایران نیست و قدرت را دزدیده نمی‌تواند در باره فلسطین و رئیس جمهور آن سخن بگوید.</p>
<p>منبع: اخبار خاور میانه العربیه</p>
<p>alarabiya.net/articles/2010/09/05/118530.html</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11401</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شما یادتون نمیاد &#8230;</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11385</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11385#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 16:03:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی،اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11385</guid>
		<description><![CDATA[ارسالی از دختر شجاع شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #008080;">ارسالی از دختر شجاع</span></p>
<p><span style="color: #008080;"><span id="more-11385"></span></span><br />
شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !</p>
<p>شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ&#8230;</p>
<p>شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو</p>
<p>شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم&#8230;..</p>
<p>شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم:)))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود</p>
<p>شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد</p>
<p>شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون <img src='http://omid20-3.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ))</p>
<p>شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.</p>
<p>شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده</p>
<p>شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام &#8230;</p>
<p>شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه&#8230; احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه</p>
<p>شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم</p>
<p>شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی</p>
<p>شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن</p>
<p>شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود</p>
<p>شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن</p>
<p>شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه</p>
<p>شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل :دی</p>
<p>شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!</p>
<p>شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!</p>
<p>شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم</p>
<p>شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر&#8230;!!</p>
<p>شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه &#8220;برگه امتحان&#8221; گنده نوشته بودن</p>
<p>شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی&#8230;.. (دیری دیری ریییییینگ) : داااااستانِ زندگی ی ی ی (تیتراژ سریال هانیکو)</p>
<p>شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران</p>
<p>شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد</p>
<p>شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه</p>
<p>شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح، رادیو برنامه &#8220;بچه های انقلاب&#8221; رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود</p>
<p>شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما <img src='http://omid20-3.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )))</p>
<p>شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !</p>
<p>شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!</p>
<p>شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی</p>
<p>شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد</p>
<p>شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های  آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند</p>
<p>شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد</p>
<p>شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی</p>
<p>شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش</p>
<p>شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه</p>
<p>شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو</p>
<p>شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.</p>
<p>تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!</p>
<p>آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان</p>
<p>شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:</p>
<p>آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم</p>
<p>شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن</p>
<p>شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)</p>
<p>شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم</p>
<p>همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه</p>
<p>شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان &#8230;</p>
<p>شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه</p>
<p>شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه&#8230; بالهاشو زود میبنده&#8230; روی گلها میشینه&#8230; شعر میخونه، میخنده</p>
<p>شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررتررررررررررررر صدا میداد</p>
<p>شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم :دی</p>
<p>شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه</p>
<p>شما یادتون نمیاد: علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است&#8230; قیییییییییییییییییییییییییییییییییژژژژژژژ. و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم، صدای موشکباران، قطع شدن برق، و تاریکی مطلق، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد: خامووووووش کن!!! خامووووووش کن!!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11385</wfw:commentRss>
		<slash:comments>107</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چطوری میتوان زور را بدون زور زدن به مردمان  احمال کرد!</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11398</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11398#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 15:42:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی،اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11398</guid>
		<description><![CDATA[آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام باهم نشسته بودند. در کنار میز یکی از  سگ‌های  چرچیل ساکت   نشسته بود  و  به  آنها نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری  میشه از این   خردل تند به این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام</p>
<p>باهم نشسته بودند.</p>
<p><span id="more-11398"></span><!-- body {background-color: white; font-family: "Tahoma"; font-size: x-small;direction: rtl}  --><img src="../896/14/b/wfewfw.jpg" border="0" alt="" hspace="0" align="baseline" /></p>
<p dir="ltr">
<p>در کنار میز یکی از  سگ‌های  چرچیل ساکت   نشسته بود  و  به  آنها</p>
<p>نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری  میشه از این   خردل</p>
<p>تند به این سگ داد؟  روزولت گفت من بلدم و مقداری  گوشت برید  و   خردل</p>
<p>را داخل  گوشت  مالید  و  به طرف سگ رفت  و  گوشت  را  جلوی   دهانش</p>
<p>گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به  خوردن</p>
<p>کرد تا اینکه به خردل رسید،  خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن   صرف</p>
<p>نظر کرد.</p>
<p>بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره</p>
<p>و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره  رفته  و  با</p>
<p>یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست  دیگرش خردل  را به  زور به</p>
<p>داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب  زور خودش را از دست  استالین  رهانید</p>
<p>و خردل را تف کرد.</p>
<p>در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛  دوستان هر</p>
<p>دوتاتون سخت در اشتباهید!  شما  باید  کاری بکنید  که خودش مجبور  بشه</p>
<p>بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و  بعد بلند شد  و با</p>
<p>چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در</p>
<p>حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل  گفت  دیدید</p>
<p>چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان  احمال  کرد!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11398</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخن روز</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11381</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11381#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 14:57:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[نکته های پند آموز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11381</guid>
		<description><![CDATA[درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است، که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد گاندی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3>درد من تنهایی نیست</h3>
<h3>
بلکه مرگ ملتی است،</h3>
<h3>که گدایی را قناعت،</h3>
<h3>بی عرضگی را صبر</p>
<p>و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد</p>
<p><span style="color: #800000;">گاندی</span></h3>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11381</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیانیه رسمی حضرت آیت الله دستغیب درباره حادثه حمله به مسجد قبا در روز قدس</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11394</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11394#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 13:53:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی،اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11394</guid>
		<description><![CDATA[مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب با تصمیم شورای تامین استان برای مسدود کردن مسجد به شدت مخالفت کرد و آن را بازیهای سیاسی از پیش تعیین شده خواند. ایشان در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به اینکه گرفتن مسجد هیچ ضرری به ما نمی رساند فرمودند: اینجور نیست که فکر بکنید برای ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دستغیب با تصمیم شورای تامین استان برای  مسدود کردن مسجد به شدت مخالفت کرد و آن را بازیهای سیاسی از پیش تعیین شده  خواند. ایشان در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به اینکه گرفتن مسجد هیچ  ضرری به ما نمی رساند فرمودند: اینجور نیست که فکر بکنید برای ما این  کارهاضرری است. هیچ ضرری به ما نیست. از برکت امام زمان (ع) ما هیچ چیزی از  دست ندادیم؛ برای اینکه ایمان است، ایمانمان با خودمان هست؛ ایمانی که ما  داریم به خدای‌تعالی به پیغمبر اکرم (ص) به ائمه اطهار (ع) این راسخ است.  این را کسی نمی تواند از ما بگیرد.</p>
<p>متن کامل سخنرانی معظم له که در پایگاه اطلاع رسانی حدیث سرو منتشر شده  است در پی می آید:</p>
<p><span id="more-11394"></span></p>
<h3><span style="color: #008000;">شب قدر، شب آشنایی بیشتر با پروردگار عالم</span></h3>
<p>آیت الله دستغیب در مراسم شب بیست و سوم با اشاره به اهمیت شب قدر اظهار  داشت: هدف مؤمنین در شب قدر این است که یک قدم بیشتر به خدای‌تعالی نزدیک  شوند. هدف ما از این دور هم جمع شدن‌ها این است که خدا بدی‌ها و سیئات ما  را تبدیل به خوبی کند که «یبدل الله سیئاتهم حسنات». همچنین در مثل امشبی  از خدا می‌خواهیم آنچه از اعمال ناقابلی که انجام داده‌ایم، به برکت امام  زمان (ع) مضاعف شود و آینده ما را بر طریق صراط مستقیم که همان بندگی  خدای‌تعالی و دوستی اهل بیت (ع) است قرار دهد و استوار کند و از معصیت‌ها  که موجب غضب پروردگار است ما را حفظ کند.</p>
<p>همان طور که بارها عرض کرده‌ام این خدایی که ما داریم همه کارهٔ ما است؛  خالق ما ست، مدبر و مربی ما ست. هرکه هر قدرتی دارد از خدا است. هیچ فردی  از خودش به تنهایی قدرتی ندارد. این خدایی که ما می‌شناسیمش «ید الله فوق  ایدیهم» می‌باشد، دستش بالا دست هر شخص و هر جمعیتی است؛ و مهم این است که  ما خودمان بفهمیم و ملتفت شویم که ما هیچ کاره هستیم و خدای ما، همه کارهٔ  ما است. برای ما این اهمیت دارد که ملتفت شویم سبب‌ها که در این دنیا هست،  ارزشی ندارد و سبب مستقل نیست، هر سببی که خدای‌تعالی فراهم کرده است،  سببیت را در آن قرار داده است. اگر ما نان می‌خوریم، آب می‌خوریم، سیر  می‌شویم و سیراب می‌گردیم، خدا سببیت را در آن‌ها قرار داده است و در حقیقت  خدا هست که سیرمان می‌کند. اگر سلامت هستیم، خدا داده است. اگر پناه بر  خدا مریضی بیاید، خدای‌تعالی داده است. یقیناً صلاح مؤمن همین است. و هر  چیزی که به نظر خودمان بد است، اگر ظاهرش بد باشد، ولی واقعش خوب است و از  خدای‌تعالی است. ما می‌خواهیم این فهم را داشته باشیم.</p>
<p>از اسم‌های خدا «ضار» و «نافع» است. خدای‌تعالی هست که نفع به ما  می‌رساند. خدای‌تعالی هست که اگر ضرری باشد (به نظر خودمان، اما باطنش نفع  است) باز از خدا هست. یعنی برای مؤمن ضررها هم نفع است. این گونه نیست که  کسی فکر کند «چون من مریض شدم، اگر فقیر شدم، خدای‌تعالی مرا انداخته است  دور»! این ظاهرش مریضی است اما باطنش رحمت پروردگار است. باطنش این است که  خدای‌تعالی عنایت به ما دارد و می‌خواهد ما را از سبب، از پول بکند. ما را  از الوهیت‌های بی‌خود، خداهای بی‌خود، سبب‌هایی که فکر می‌کنیم مستقلهستند،  خدا می‌خواهد ما را از این‌ها بکند؛ اگر رفتیم دکتر، هرچه رفتیم دوا  خوردیم، کارگر نبود، خدای‌تعالی است که می‌خواهد بفهماند که من هستم که  شفایت می دهم نه دکتر؛ دکتر یک سببی است، اینکه دارو خوردی شفا پیدا کردی  من هستم که شفایت دادم.</p>
<p>و همچنین در مورد عبادات ما هم همین گونه است. در مورد عباداتی که  می‌کنیم، فکر نکنیم که عبادات خودشان مستقلاً مؤثرند؛خیر. نماز خوب است،  نماز تأثیر دارد، ولی خدا این نورانیت را به نماز داده است. دادن نفقات خوب  است، ولی خدا هست که این تأثیر را می دهد. مسجد دور و بر هم جمع می‌شویم،  جای عبادت هست، عبادت ما قبول می‌شود، اما خدای‌تعالی هست که قبولی را در  این مسجد و دور هم جمع شدن قرار داده است. دوستان دور هم جمع می‌شوند خودش  یک استراحت خاطری است، کمکی است به همدیگر برای حرکت بیشتر و بهتر به سوی  خدا، اما خدا هست که هم این جمعیت را جمع می‌کند و هم تأثیر را به آن  می‌دهد».</p>
<h3><span style="color: #008000;">گرفتن مسجد هیچ ضرری به ما نمی‌رساند</span></h3>
<p>آیت الله دستغیب با اشاره به برنامهٔ اقتدار طلبان برای حصر مسجد قبا  گفت: «اینجور نیست که فکر بکنید برای ما این کارهاضرری است. هیچ ضرری به ما  نیست. از برکت امام زمان (ع) ما هیچ چیزی از دست ندادیم؛ برای اینکه ایمان  است، ایمانمان با خودمان هست؛ ایمانی که ما داریم به خدای‌تعالی به پیغمبر  اکرم (ص) به ائمه اطهار (ع) این راسخ است. این را کسی نمی تواند از ما  بگیرد. ایمان به خدای‌تعالی را هر جوری بشود، کسی نمی‌تواند از ما بگیرد؛  همان گونه که از شهیدان ما نتوانستند بگیرند، هر جوری که پیش بیاید از ما  هم نمی‌توانند بگیرند. این هست که برای ما «فوز عظیم» است. این یک واقعیتی  است؛ ما هرجا که باشیم، خدا را می‌پرستیم. گذاشتند در این مسجد نماز  بخوانیم، نماز می‌خوانیم؛ نگذاشتند هر جا شد ما نماز خودمان را می‌خوانیم.  ما بندهٔ خدا هستیم، فقط اطاعت خدا می‌کنیم. ما بنا داریم که ان شاء الله  تا آخر عمرمان به همین وضعی که هست باشیم. گذاشتند که امر به معروف و نهی  از منکر می‌کنیم؛ نگذاشتند، وقتی که دهنمان را بستند، وقتی که دست و پایمان  را بستند، خوب دیگر ما پیش خدای‌تعالی تکلیفی نداریم. در هر صورت،برادران و  خواهران آنچه مهم است، این است که ما ایمانمان را نگه داریم و این  توجّهمان را به خدای‌تعالی از دست ندهیم. این توجه است که خیلی مهم  می‌باشد».</p>
<h3><span style="color: #008000;">در مقابل اعمال خلاف شرع و انسانیت نظامیان، وظیفهٔ ما مقابلهٔ به مثل  نیست</span></h3>
<p>در بخش دیگری از صحبت‌ها، این مرجع از مردم خواست که صبر و آرامش خود را  حفظ کنند: «راضی نباشیم که یک عده جاهلی هم اگر آمدند و یک کارهایی کردند،  یکدفعه ما برآشفته بشویم؛نباید بخواهیم نفسمان را جلو بیاریم، شیطانمان را  بخواهیم جلو بیاریم و فکر بکنیم که «حالا مثلاً فلان کار بنا هست بشود، ما  هم بزنیم هر جوری شد، شد». یک عده‌ای را مثلاً لت و پار کنیم. این درست  نیست که انسان بایستد تا لت و پار بشود ولی این هم صحیح نیست که ما به خاطر  اینکه یک جایگاهی که جایگاه صدق است (بله جایگاه صدق است؛ جایگاهی است که  خون شهیدان در آن ریخته شده است) بخواهیم این مکان را به هر شکلی حفظ کنیم.  اگر احیاناً یک عده‌ای بنشینند به حساب تخیلات خودشان و به حساب توهمات  خودشان (اینهایی که از سی سال پیش کینه‌هایی داشتند و پشت پرده هستند)  برنامه‌ای برای مسجد داشته باشند، اما ما هیچ وقت راضی نیستیم که بخواهیم  به اصطلاح مقابله به مثل کنیم و تلافی اعمال آن‌ها را داشته باشیم».</p>
<h3><span style="color: #008000;">سخن ما فقط نهی از اعمال خلاف شرع آقایان است</span></h3>
<p>در ادامه آیت الله سید علی‌محمد دستغیب با ادای «شهادتین» ادامه داد:  «ما خدا پرستیم؛ ما بت پرست نیستیم؛ ما قرآن را قبول داریم؛ ما روایات  اسلامی را قبول داریم؛ ما اعلام کرده‌ایم و همیشه اعلام می‌کنیم به اینکه  شهادتین می‌گوییم، شهادت به ولایت ائمه اطهار (ع) داده‌ایم؛ ما دوست داریم  که بر این کشور اسلام، قرآن، و سنت حاکم شود؛ این حرف ما است که خلاف قرآن و  سنت نشود. بالاخره عده‌ای از فضلا (بنده که خادم اینها هستم) عده‌ای از  فضلا هستند، همه می‌دانند که بعضی از چیزها است که خلاف قرآن و سنت اجرا  می‌شود، ما می‌گوییم خلاف شرع و انسانیت نشود ما کاری به اشخاص نداریم،  توهین به کسی نکردیم و نمی‌کنیم».</p>
<h3><span style="color: #008000;">مسجد قبا را خدا و شهیدان حفظ می‌کنند</span></h3>
<p>در بخش دیگری از صحبت‌ها این مرجع با اشاره به سخنان تعدادی از مردم  برای ماندن در مسجد و دفاع از آن در مقابل تهاجم افراد نظامی گفت: «ما در  صدد این نیستیم که بخواهیم کسی را کتک بزنیم، خونریزی بکنیم لشکر کشی کنیم و  از دوستان عزیزمان از این دو برادری که الان صحبت کردند، خواهش می‌کنیم که  بعد از پایان مراسم همه به خانه‌‌های خود بروند. شهیدان این مسجد خودشان  حافظ هستند؛ یقیناً آنها زنده هستند، آنها حاکم هستند؛ هرکه بخواهد به هر  نحوه‌ای فکر بکند که این مسجد را غیر از خانوادهٔ شهیدان، غیر از کسانی که  وابسته به خانواده شهدا هستند، غیر از متقین، فکر بکند که می تواند نماز  بخواند،اشتباه می‌کند و مطمئن هستم که این گونه است که اصلا نمی‌توانند  اینجا بایستند. برای اینکه نزدیک به ۸۰۰ نفر ۹۰۰ نفر یا هزار نفر یا بیشتر  شهیدانی که اینجا هستند، اینها روحشان حاضر است؛ مگر می‌شود کسی همچین کاری  بتواند بکند که یه عده‌ای بیایند مسلح، با تفنگ با تجهیزات نظامی بیایند  مسجد را از بین ببرند و آن را حصر کنند؟ خدای‌تعالی در حال اینکه رأفت  دارد، مهربان است ولی کارهایش روی حساب است لذا شما از این جهت ناراحت  نباشید».</p>
<h3><span style="color: #008000;">هیچ قدرتی نمی‌تواند بین مؤمنین فاصله ایجاد کند</span></h3>
<p>در این هنگام که صدای گریه جمعیت بلند شده بود آیت الله دستغیب اعلام  کردند: «نمی‌خواهد گریه کنید؛ درست نیست؛ شما خدا را دارید، پیغمبر را  دارید، ائمه اطهار را دارید. هر کس که می‌خواهد به مسجد تجاوز کند و تعرّضی  بکند، او باید گریه کند. الحمد لله از برکت امام زمان ما دلهایمان به خدای  خودمان قوی است؛ هرجا که باشیم دور و بر هم هستیم. «گر در یمنی پیش منی»  ما هرجا که باشیم دور و بر علی (ع) هستیم، دور و بر ائمه اطهار هستیم؛ و  کسی نمی‌تواند افتراقی بین مؤمنین بیندازد. فکر نکنید کسی می‌تواند افتراق و  فاصله بین مؤمنین بیندازد. برای اینکه روح مؤمنین همه یکی است. همه به یک  جا متصل است، و آن لا اله الا الله است. همه متوجه الله هستند، همه متوجه  قیامت هستند، همهٔ مؤمنین متنوجه علی (ع)‌هستند؛ یک روح هستند اگر میلیونها  بدن باشند و افتراقی در روحمان نیست».</p>
<h3><span style="color: #008000;">جز افراد نظامی هیچکس به مسجد تعرض نخواهد کرد</span></h3>
<p>در ادامه وی ماهیت اصلی مهاجمان به مسجد را بیان کرد: «امیدواریم که این  افراد سر عقل بیایند! کسی به مسجد تعرض نمیکند جز همین نظامی‌ها و الا  مردم عادی که نمی‌آیند به مسجد تعرض کنند. نظامی هم که نباید به مسجد تعرض  کند! این نیروهای به اصطلاح یا بسیجی یا لباس شخصی، اینها هستند که به مسجد  تعرض می‌کنند و الا مردم عادی همه عاشق مسجد هستند. لذا بنده توصیه می‌کنم  سفارش می‌کنیم و نصیحت می‌کنم آقایان را که بگذارید روز قدس، روز خوبی  باشد؛این روز را برای مردم بگذارید. اجازه دهید مردم راحت راهپیمایی خودشان  را بکنند و شعارهای خودشان را بدهند بعد هم به خانه‌های خود بروند».</p>
<h3><span style="color: #008000;">سپاه و بسیج با تمام ادعاها فقط جزء کوچکی از مردم ایران هستند</span></h3>
<p>این مرجع در انتها بار دیگر به افراد دنیا طلب و مقهور مادیات اظهار  داشت: «تعرض به این مسجد به جز ضرر برای شما هیچ چیز دیگری ندارد. یعنی نه  ضرر برای شما که برای جمهوری اسلامی بسیار زشت است. بدانید که این کار  نتیجه بدی برای شما دارد. مخصوصاً برای نیروهای نظامی خیلی بد است. چقدر  می‌خواهید مردم از شما برگردند؟ «مردم» که تنها شما نیستید.</p>
<p>شما ادعا دارید  خیلی هم ادعا دارید، اما مردم غیر از شما هم هستند؛ کسانی که کاسب هستند،  کسانی که اداری هستند، کسانی که در دانشگاه‌ها هستند، مگر همه شهر یک عده  نیروهای سپاه و بسیج است؟ وقتی مردم بشنوند که مسجد را گرفته‌اید، این  واقعاً خیلی برای شما بد است. واقعاً یک برگهٔ سیاهی است برای شما. اتفاقاً  تا به حال هم هر کاری که انجام دادید همه‌اش به ضرر خودتان تمام شد.</p>
<p>این  کارها مگر به نفعشان بود؟ این شیراز، این استان فارس و خلاصه همه جا، همه  فهمیدن که از اول اسلام تا به حال یک مسجد نبوده است که بیایند نرده بکشند  اطرافش و مردم را از نماز گزاردن باز بدارند! یک مسجدی که همه‌اش فریاد «یا  حسین» می زند، فریاد علی می‌زند، فریاد ائمه اطهار می‌زند، فریاد قرآن  می‌زند، این مسجد، مسجد خدایی است. خلاصه نصیحت چند باره می‌کنیم که کارهای  شما درست نیست که اگر خدای نکرده، خدای نکرده، یک همچین تصمیمی گرفتید،  بدانید که ضرر معنویش به خودتان است، ضرر ظاهری‌اش هم به خودتان است».</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11394</wfw:commentRss>
		<slash:comments>71</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سوالات پسرک سوئدی درباره ی ورزش بانوان در ایران</title>
		<link>http://omid20-3.com/?p=11373</link>
		<comments>http://omid20-3.com/?p=11373#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 12:30:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://omid20-3.com/?p=11373</guid>
		<description><![CDATA[ارسالی از مهدی محمدی-سوئد یکی از چیزهایی که این طرفها به وفور یافت می شود، بچه‌های کم سن و سالی هستند که متولد و مقیم خارج از ایرانند، به ظاهر ایرانی اند، اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد نیستند و برخی از آنان که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #008080;">ارسالی از مهدی محمدی-سوئد</span></p>
<p><span style="color: #008080;"> <span style="color: #000000;"> </span></span>یکی از چیزهایی که این طرفها به وفور یافت می شود، بچه‌های کم سن و سالی هستند که متولد و مقیم خارج از ایرانند، به ظاهر ایرانی اند، اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد نیستند و برخی از آنان که می توانند دست و پا شکسته منظورشان را برسانند، چیز زیادی از ایران نمی دانند.</p>
<p>چند وقت پیش به همراه دوستی که خیلی برای مترقی نشان دادن سیمای جمهوری اسلامی احساس وظیفه می‌کند، منزل یکی از دوستان بودیم که یک فرزند ۱۶ ساله داشت با همان تفاسیری که ذکر شد. گویا این هموطن ۱۶ ساله به دیدن یکی از مسابقات ورزشی در سوئد رفته بود که بانوان ایرانی هم در آن شرکت داشتند. نوع پوشش بانوان ایرانی سوالاتی را در ذهن این هموطن ۱۶ ساله و دیگر دوستان وی ایجاد کرده بود که وی را بر آن داشت تا آن سوالات را با یک ایران شناس متبحر!! در میان بگذارد.</p>
<p>از آنجایی که بنده اعتقاد دارم ملاقه فرو کردن در بعضی چیزها اصلا خوب نیست و باعث می‌شود تا بوی بد آن به مشام همه برسد، سعی کردم تا موضوع بحث را عوض کنم اما این دوست ما با نادیده گرفتن توصیه‌های ایمنی و به قصد تنویر افکار عمومی، به جنگ نوجوان ۱۶ ساله‌ای رفت که با سوالات ساده و بی‌آلایش خود به ما فهماند که بایدها و نبایدهای امروز ایران از چنان منطق بی‌پشتوانه‌ای برخوردارند که حتی از قانع کردن یک نوجوان ۱۶ سالهء سوئدی هم ناتوان است. توجه شما را به این سوال و جواب جلب می‌کنم:</p>
<p><span id="more-11373"></span></p>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- میگم خانومای ایرانی تو ایران هم مجبورن با همین لباسا ورزش کنن یا فقط وقتی که از ایران میان بیرون باید اینا رو بپوشن؟</span></h3>
<h3></h3>
<h3>نه &#8211; تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- یعنی اگه شما اونا رو بدون این لباسا ببینین اشکال نداره؟</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- من این رو گفتم؟</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- آره دیگه، خودت گفتی تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن.</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- اونا مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن واسه اینکه آقایون اصلا نمی‌تونن ورزش کردن خانوما رو ببینن، چون دیدن ورزش اونا با این لباسا هم اشکال داره.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- ولی اینجا که اشکال نداره.</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- خب، اونجا داره.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- چرا؟</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- چون ما می‌خواهیم خانوم‌هامون در مسابقات جهانی شرکت کنن، ما که نمی‌تونیم به اینا بگیم آقایون نگاه نکنن ولی تو کشور خودمون می‌تونیم بگیم.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- اینکه آقایون ورزش خانوما رو ببینن، اشکالش واسه خانوماست یا آقایون؟</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- واسه هر دو.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- اگه واسه خانوما هم اشکال داره، پس چرا خانوما میان اینجا تا آقایون خارجی نگاشون کنن؟</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- واسه اینکه اشکالش این قدر نیست که ما خانوم‌هامون رو از مسابقات جهانی محروم کنیم.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- اشکالش چقدره؟</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- نمی دونم .</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- پس فقط آقایون ایرانی نباید ورزش کردن خانومای ایرانی رو ببینن؟</span></h3>
<h3>
- احتمالا.</h3>
<h3>
- ولی اینجا آقایون ایرانی میان ورزش خانومای ایرانی رو می‌‌بینن.</h3>
<h3></h3>
<h3>- کیا؟</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- ورزشکاران مرد ایرانی و اعضای سفارت.</span></h3>
<h3>
- خب اینا میان تا تیم بانوان رو تشویق کنن.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- مگه تو ایران آقایون واسه چه کاری میرن ورزشگاه؟</span></h3>
<h3>
- خب اونجا به اندازهء کافی خانم هست که تشویق کنن.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- یعنی اگه خانم‌ها برای تشویق به اندازهء کافی نبودن، آقایون می‌تونن برن تشویق کنن؟</span></h3>
<h3>
- نه.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- یعنی فقط آقایون ایرانی که تو ایران زندگی می‌کنن نمی‌تونن برن ورزش خانوم‌های ایرانی رو ببینن؟</span></h3>
<h3>
- ولش کن بابا. راستی می‌خواهی چی کاره بشی؟</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #800000;">اما از آنجایی که این هموطن ۱۶ ساله دوست ما را با سفیر ایران عوضی گرفته بود، اصلا ول کن معامله نبود.</span></h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- میشه بگی اشکاله دیدن ورزش خانوما چیه؟</span></h3>
<h3>
- مشکل شرعی داره.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- شرعی یعنی چی؟</span></h3>
<h3>
- شرعی یعنی دینی.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- چرا؟</span></h3>
<h3>
- ببین عزیزم، شاید تو این کشور این چیزا عادی باشه اما تو ایران عادی نیست. به همین خاطر ممکنه آقایون با دیدن این چیزا به مشکل بیافتن.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- چه مشکلی؟</span></h3>
<h3>
- ممکنه به گناه بیافتن.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- یعنی شما هم ممکنه با دیدن مامان من به گناه بیافتی؟</span></h3>
<h3>
- مگه مامان تو ورزشکاره؟</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- آره.</span></h3>
<h3>
- جدی؟ نه خب.منظورم اونا بود.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- اونا کی هستن؟</span></h3>
<h3>
- اونایی که این قانون رو گذاشتن منظورشون این بوده که ممکنه بعضی از مردا به گناه بیافتن نه همه شون.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- تو کشور شما واسه اینکه بعضی از مردا به گناه نیافتن، جلوی همهء مردا رو می گیرن؟</span></h3>
<h3>
- آره.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- خب دیدن ورزش خانوما از تلوزیون که بیشتر می‌تونه آقایون رو به گناه بندازه، چون تلوزیون تصویر بسته‌تری نشون میده.</span></h3>
<h3>
- من گفتم که ورزش خانوما از تلوزیون پخش میشه؟</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- مگه نمیشه؟</span></h3>
<h3>
- نه.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- پس اون خانومی که نمی‌تونه بره ورزشگاه چه جوری ورزش خانوما رو می‌بینه؟</span></h3>
<h3></h3>
<h3>
- احتمالا نمی‌بینه.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- این جوری که هیچ تبلیغی برای ورزش خانوما نمی‌شه و بتدریج خانومای کشور علاقه‌مندی خودشون رو به ورزش از دست میدن.</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- نه بابا، این طورا هم نیست.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- من اگه جای خانوم‌های کشورتون بودم در اعتراض به این مسأله دیدن مسابقات ورزشی آقایون رو تحریم می‌کردم.</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- کی به تو گفته که خانوما می تونن برن ورزش کردن آقایون رو ببینن؟</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- مگه نمی تونن؟</span></h3>
<h3>
- نه.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- چرا؟</span></h3>
<h3>
- چون اون هم مشکل شرعی داره.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- یعنی تلوزیون شما اصلا ورزش رو پخش نمی کنه؟</span></h3>
<h3>
- چرا ورزش آقایون رو پخش می کنه.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- این که خانوم‌ها ورزش آقایون رو از تلوزیون ببینن که بدتره.</span></h3>
<h3>
- چرا؟</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- وقتی که من به استادیوم میرم با خودم یک دوربین هم میبرم چون از اون بالا چیزی پیدا نیست ولی از تلوزیون همه چیز پیدا است.</span></h3>
<h3>
- خب، آره &#8230;. راستی بابات کجاست؟</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- اگه خانوم‌ها نباید ورزش کردن آقایون رو ببینن، پس چرا خانوم‌های ورزشکار شما وقتی میان اینجا، ورزش کردن آقایون رو میبینن.</span></h3>
<h3>
- ببین! یه چیزایی هست که شاید خودش بد نباشه ولی اشاعهء اون اشکال داره.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- اشاعه یعنی چی؟</span></h3>
<h3>
- اشاعه یعنی ترویج و همگانی کردن اون.</h3>
<h3></h3>
<h3><span style="color: #1e1eff;">- یعنی اگه همه بیان و ورزش رو ببینن خوب نیست؟ من قبلا فکر می‌کردم که دولت‌ها کلی پول خرج می‌کنن تا همه بیان سراغ ورزش</span></h3>
<h3></h3>
<h3>- نه! ترویج بی بند و باری اشکال داره.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- مگه دیدن ورزش بی بند و باریه.</span></h3>
<h3>
- ببین! این حرفا واسه اینه که تو دلیل حجاب رو نفهمیدی. ما اعتقاد داریم که حجاب یک محدودیت نیست بلکه مصونیت هست.</h3>
<h3>
<span style="color: #1e1eff;">- معنی این جمله که الان گفتی چیه؟</span></h3>
<h3></h3>
<h2>- یعنی اینکه من غلط بکنم دیگه بیام خونهء شما</h2>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://omid20-3.com/?feed=rss2&amp;p=11373</wfw:commentRss>
		<slash:comments>121</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
